[CENTER]بسمه تعالی
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÛŒ ØØ¶Ø±Øª زينب سلام‌الله عليه
ا
تولّد ÙŠØ§ÙØª زينب بنت ØÙŠØ¯Ø± ززهرا در مدينه آن خوش اختر
Ù…ØÙ…ّد ‌جدّ‌ Ø§Ùˆâ€ŒØ®ÙˆØ´ØØ§Ù„ ‌و ‌خندان علی همراه زهرا گشت شادان
ØØ³Ù† شد با ØØ³ÙŠÙ† مست تماشا Ú†Ù‡ زيبا خواهری آمد به دنيا
شده شكر خدا از آل طاها علی را اوّلين دختر به دنيا
به‌دست‌هريك از‌آن ÙŠØ§ÙØª ‌‌تعليم ØØ³ÙŠÙ† Ùˆ بر ØØ³Ù† او گشت تسليم
ÙØ¶Ø§ÛŒâ€ŒØØ¨ وعشق‌و‌دوستی بود د ر آن خانه هوای زندگی بود
از او در كودكی علم ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† شد از قرآن Ùˆ از مكتب نمايان
شده او عالمه در شهر وخانه زنان آموختند، Ùهم ايما Ùˆ اشاره
همه خود عالمه در شهر گشتند از آن‌ ها عالمه در دهر گشتند
شده او عامل ترويج در دين مهيّا گشت شهراز قرآن و زآيين
ز دستش ÙŠØ§ÙØªÙ†Ø¯ ارشاد Ùˆ تعليم به قران Ùˆ به مكتب كرده تقديم
Ø¨Ø±ÙØªÙ†Ø¯ باب Ùˆ زهرامانده تنها ØØ³ÙŠÙ† وهم ØØ³Ù†ØŒ ‌زينب ‌و‌مولا
به عبدالله زينب Ø±ÙØª شوهر پسر عمّی كه ا Ùˆ را باب Ø¬Ø¹ÙØ±
عقيله بود زنان را او سراسر ازا وبود عارÙÙ‡ وكامله،‌القاب ديگر
كه زينب در ÙØµØ§ØØª با بلاغت هم‌اش‌در زهد Ùˆ هم اندر شجاعت
ÙØ¶ÙŠÙ„ت با سخاوت بود اندر نبود مانند Ùˆ چونش‌بعد باب Ùˆ مادر
نداشت‌زينب‌مقام جاه و‌‌عصمت وليكن بود او را شأن Ùˆ عÙّت
به باطن در مقام بود و معنا خدا را او امينه بود و ثانیّ زهرا
هزاران ماجرا از دست اغيار رسيده بر علی و جمله انصار
به‌سال سی‌ØÙˆØ§Ø¯Ø« گشت‌معكوس شدند مردم همه ØÙŠØ±Ø§Ù† ومأ يوس
شده بيعت ز مردم بر وصيّين مطيع باشند به او دركارو در دين
ØÙƒÙˆÙ…ت گشت مطلوب بهرمردم نبود اثارهيچ، از جرم Ùˆ از ظلم
نياوردند طاقت آن سه دسته نهايت شد شهيد، ÙØ±Ù‚Ø´ شكسته
به سال چهل ØØ³Ù† مسند نشسته هزاران تير غم بر دل نشسته
Ú†Ù‡ كردند بر ØØ³Ù† آن قوم اعدا نه در پنهان Ùقط، بل آشكارا
به زهركين شهيد از دست همسر به تير، تابوت ‌شد با جسم يكسر
به چشمان ديد از نزديك خواهر كه راضی بوده او، دارد‌ برا د ر
ØØ³ÙŠÙ† آمد به ميدان سال پنجاه ز انصار Ùˆ ز يار عباّس همراه
چه گويم از يزيد و قوم اعدا شده تنگ عرصه از پايين و بالا
Ø³ÙØ± بنمود ØØ³ÙŠÙ† با خانواده به مكّه بر طواÙ٠كعب Ùˆ خانه
كمين بودند بر او قوم اشرار نمانده ÙØ±ØµØª ابرار Ùˆ Ø§ØØ±Ø§Ø±
تمتّع شد مبدّل ØØ¬Ù‘ Ù…ÙØ±Ø¯ ØØ³ÙŠÙ† همراه ياران تند آمد
ØØ³ÙŠÙ†â€Œ Ø¯Ø§Ù†Ø¯â€ŒØØ±ÙŠÙ… مكّه امن است نبايد خون بريزدجای امن است
به‌سال شصت و‌يك با‌جمع ياران شد‌ ند عازم به ØµØØ±Ø§ Ùˆ بيابان
نهايت آمدند در كوی Ùˆ هامان همان ‌جايی كه ØÙ‚Ø´ داد اسكان
Ú†Ù‡ آمد بر جوانان Ùˆ عزيزان به عاشورا ØØ³ÙŠÙ† تنها به ميدان
كه زينب در بزرگی گشت والا نديده نعش ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§ نش‌ درآن‌ جا
چرا ترسيد ØØ³ÙŠÙ† گردد دل آزار خجالت آيدش در جمع Ø§ØØ±Ø§Ø±
شهيد ØÙ‚ شدند اعوان و‌خويشان ØØ³ÙŠÙ† سالار شد بر آن شهيدان
كه زينب با ØÙˆØ§Ø¯Ø« روبرو شد ØØ±ÙŠÙ… آل اØÙ…د زير Ùˆ رو شد
زبان بندم نگويم هيچ بيشتر همه‌ دانيد زينب را آمد چه برسر
ÙØºØ§Ù† آمد به زينب صبر بسيا‌ ر شنيده طعن Ùˆ سب از قوم اشرار
نديده هيج زن از بدو خلقت Ú†Ùˆ او Ø§ÙØªØ¯ به درد ورنج Ùˆ Ù…ØÙ†Øª
زمين Ùˆ آسمان Ùˆ در كواكب Ùقط زينب شده امّ‌ المصائب
اسارت شد نصيب اوبه دوران همه بر گرد او نسوان Ùˆ Ø·Ùلان
Ø¯Ø±Ø¢Ù†â€ŒØØ§Ù„ت‌نمازش‌را‌به پا داشت تمام عمر تهجّد بود، Ùˆ پا داشت
ولیكن بعد عاشورا، نمانده است از او تابی نمازبنشسته خوانده است
نموده خطبه ‌های چند ايراد به شام Ùˆ كوÙÙ‡ او دادی ز دل داد
سخن را Ú¯ÙØª زينب با ÙØµØ§ØØª نظيرش نيست در علم Ùˆ بلاغت
به زينب Ú¯ÙØª سجّاد الØÙ…دلله كه اين علم لد‌نّی است، شكر لله
هراسان كرد او كوÙیّ Ùˆ شا‌می بهم ريخت ظلم را زهرای ثانی
از او ابن زياد در كوÙÙ‡ ØÙŠØ±Ø§Ù† يزيد در شام گشت منكوب Ùˆ نالان
مراقب بود از اهل ØØ±Ù… او ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† داشت بر Ø·Ùلان كرم او
نگويم من Ú†Ù‡ آمد بر سر او بپوشانم به Ø·Ùلان و‌به وی‌ازمعجراو
اسارت چون رسيد پايان آخر نصيبش شد مسير كربلا يكبار ديگر
مدينه آمدند با Ù…ØÙ†Øª وغم Ú†Ù‡ شد آن وادی پر درد Ùˆ ماتم
Ú†Ù‡ كردزينب درآنجا با دل خويش ÙØºØ§Ù† Ùˆ آه Ùˆ ناله، هر Ù„ØØ¸Ù‡ شد بيش
به تبعيدش به شام او كرد تشويش شده بيمار و جان را داد از خويش
دلا زينب نبود بيگانه از خود پلی بود بين دين و داور خود
تو سابع ØØ±Ù زينب را شنيدی؟ گرت باشد چنين بر ØÙ‚ رسيدی
روز جمعه مورّخه26/2/1393[/CENTER]
Ø´Ø±Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯Ø§Ù†ÛŒ ØØ¶Ø±Øª زينب سلام‌الله عليه
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه