سخن سابع

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

سخن سابع

پست توسط kalaavangaa »

بسمةتعالی

سخن سابع


سابع شيرين سخن بر گو سخن از جديد و از قديم و يا كهن

از علی گو و حسين گو از حسن از‌اسير‌و‌از شهيد و‌هم‌ز‌جانباز‌وطن

گو ز اخلاق و ز پيمان و وفا هرچه بينی و تو ديدی هر كجا

از‌گل‌و بلبل بگو و‌از فضای‌جانفزا دشت و بستان، نغمه و گلزارها

گو ز امروز و گه از ديروز گو از چراغ و نفت و از پيه سوز گو

گاه از خورشيد نور افروز گو گاه از شب گو گهی از روز گو

گه به امروز و گه ارعهد عتيق گه ز فردا و گه از دوست شفيق

گه ‌بگو از‌اسب و استر، ای رفيق گاه هم برگو ز ابزار دقيق

گاه هم بر اسب و استر شو سوار برهواپيما سوار‌ و‌گاه‌هم بر‌هر‌قطار

رو به مهمانی به هر شهر و ديار يا بگير جشنی به رستوران و بار

گو‌ز‌اخبار‌جهان‌از راديو يا از‌موبايل اقتصاد و‌از سياست‌ياديانت‌در‌مقال

يا كه از معشوق برگوآن‌خدای لايزال گاه از امكان و گاهی از محال

گه بگو از شيخ و گاهی از شباب تا بدانجا كه نيفتی پيچ و تاب

از عروسی‌ها و از سور و كباب يا ز شادی و نوای بی ‌حساب

از بزرگان گو دمادم حرف آن گو ز فرزندان به عمق و، ژرف آن

كودكان محبوب باشند هر زمان همسران معشوق باشند آن زمان

قول‌هركس‌را بگوو‌از‌تعهّد‌هم بگو از ‌وفا‌گو‌‌تو فراوان، از‌جفا ‌هرگز‌مگو

دوستان و از رفيقان هم بگو مرد راهند از شفيقان هم بگو

در كلاس درس و تقوا و يقين مرد و زن دارند همّت اين چنين

از برای كسب فن و كسب دين رفته‌اند‌ هر ‌جا و لو ‌حتّی ‌به سين

كار و كسب مردمان باشد حلال كارِ بازو باشد و مال حلال

يا‌كه از‌علم است و از تدبيرو قال يا كه از سرماية بی قيل و قال

گاه‌از‌عاشق بگو و‌يك‌دمی‌از‌عاشقی گاه از عذرا بگو و گو ز عشق وامقی

گاه از نيزار گو و از بلم يا قايقی گاه‌هم ازكعبه و‌‌مهدی بگو،‌گرشايقی

گر ز خود گويی تو سابع از حرم گو ز عمر خويش و د‌‌ارش مغتنم

باز هم گو مشهد و قم تا ارم كربلا و كاظمين و، ازنجف تا ذوالكرم


روز شنبه مورّخة 1393/7/12 عبّاس توكّلی (سابع ) تهران
ارسال پست