ضرب‌المثل ايرانی با حرف«الف»

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

ضرب‌المثل ايرانی با حرف«الف»

پست توسط kalaavangaa »

معروفترین کنایات و ضرب المثل های زبان فارسی( بر اساس شروع با حرف«الف »)

ارزان خری، انبان خری است.(ارزان خريدن فقط انبار كردن است)

از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم.(يك اشتباه ، مارا از اصالت دور نمی‌كند)

از آنجا مانده، از اينجا رانده.(نه اين را داريم ، نه آن را)

از اون نترس كه های و هوی دارد، از آن بترس كه سر به تو دارد.( از آن‌هايی كه سرو

صدا می‌كنند نترس، از آن‌هايی بتس كه ساكت هستند)

از این امامزاده كسی معجز نمی بیند.( از اين آقا كاری را مردم نديدند)

از این دم بریده هر چی بگی بر میاد.( از اين هرچی بگی بر می‌آيد)

از این ستون به آن ستون فرج است.( از هرچيز و از هر لحظه‌ای بايد استفاده كرد)

از بی كفنی زنده ایم. زنده بودنم از بی كفنی و بی چيزی است)

از دست پس میزنه، با پا پیش میكشد.( با دستش رد می‌كند و با پايش جلو می‌كشد) كار

منافق

از تنگی چشم پیل معلومم شد. (از كوچك بودن چشم فيل خيلی چيزها بر من معلوم شد)

از تو حركت، از خدا بركت .( تو يك كاری بكن ، تا تا خدا هم به كارت بركتی بدهد)
.
از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است. از دهان تا گوش 4 انگشت فاصله است

از خر افتاده، خرما پیدا كرده.(تا به يك جايی رسيده خيلی ادّعا می‌كند)

از خرس موئی، غنیمت است.( از خرس كه چيزی نمی‌رسد يك مو هم اگر برسد خيلی

غنيمت است)

از خر می پرسی چهارشنبه كی است ؟( از خر كه چيزی نمی‌فهمد چيزی می‌پرسی)

از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بدهد.( تو خودت كه كاری نكردی، بچّه‌هات

كاری بكنند)

از درد لا علاجی به خر می گويد خانم باجی.( به حدّ اقلّش دلخوش است)

از دور دل می برد، از جلو زهره را.(ظاهر و باطن يكی نيست)

از سه چیز باید حذر كرد، دیوار شكسته، سگ درنده، زن سلیطه.( كاملاً واضح است)

از شما عباسی، از ما رقاصی. ( از شما پولی برسد و از ما رقصيدنی)

از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! " گر دایره كوزه ز گوهر سازند. (بيش از

آن‌چه كه در درون انسان است بيشتر از آن نمی‌توان از او توقّع داشت)
"
از كیسه خلیفه می بخشد. (از جيب ديگران می بخشد)

از گدا چه یك نان بگیرند و چه بدهند.( به گدا يك نان بدهی يا بگيری فرقی نمی‌كند)

از گیر دزد در آمده، گیر رمّال افتاد. ( از بد به بدتر رسيده)

از ماست كه بر ماست. (نتيجه كار خود ما است)

از مال پس است و از جان عاصی. ( از مال دنيا چيزی ندارد و از خودش هم خسته است)

از مردی تا نامردی یك قدم است. ( با يك قدم جلو رفتن يا عقب آمدن در كارها مردی يا نا مردی معلوم می شود)

از من بدر، به جوالِ ِ كاه. ( آزارت از من بردار، بزن به جوال كاه)

از نخورده بگیر، بده به خورده . (از خساست بعضی‌ها)

از نو كیسه قرض مكن، قرض كردی خرج نكن. ( از بعضی قرض نگير و اگر هم گرفتی
خرج نكن كه بلا فاصله به سراغت می‌آيد)

از هر چه بدم اومد، سرم اومد.( گرفتار چيزهايی شدم ، كه بدم می آمد)

از هول هلیم افتاد توی دیگ.( از دست پاچگی، بيشتر ضرر كردم)

از یك گل بهار نمیشه. (واضح است كه هر كار خوب بايد استمرار داشته باشد)

از این گوش میگیرد، از آن گوش در میكند. ( اگر گفته ها را هم بشنود ، عمل نمی‌كند)

اسباب ِخانه به صاحبخانه میرود.( وسيله‌ها به سليقه مالك خانه در آن جمع می‌شود)


اسب پیشكشی رو، دندانهايش را نمی شمرند. (هديه گرفتن مشروط نيست)

اسب تركمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور. ( از دو طرف استفاده می‌كند)

اسب دونده جو خود را زیاد میكنه. ( اسب دونده به اندازه لياقت خود می‌تواند جوی خود

را زياد كند)

اسب را گم كرده، پی نعلش میگردد.( اصل از دستش رفته دنبال فرع می‌گردد)

اسب و خر را كه یكجا ببندند، اگر هم بو نشوند همخو میشوند.( آن اسب و خر اگر

جنسشان تغيير نمی‌كند ، ولی اخلاقشان يكی می‌شود)

استخری كه آب ندارد، این همه قورباغه میخواهد چكار ؟

اصل كار برو رواست، كچلی زیر موست.( در بعضی موارد ظاهر مهمّ است ، باطن

اهمّيتی‌ندارد)

اكبر ندهد، خدای اكبر بدهد. ( اگر آدم نداد لازم باشد خدای آدم می دهد)

اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن. ( اگر می‌توانی كار خوبی انجام دهی ، برای

خودت انجام بده).

اگر برای من آب ندارد، برای تو كه نان دارد. كاملاً واضح است.

اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت به چشم آن وقتی.0( اگر لباس بپوشی و رو تخت بنشينی آن وقت تازه می‌توانم ترا ببينم)، اگر اسباب بزرگی همه آماده شود

اگه بابايش را ندیده بود، ادعای پادشاهی میكرد.(افاده بيش از حد)

اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش به آسمان می رسید.(صد بار توبه شكستن)

اگه تو مرا عاق كنی، منهم ترا عوق میكنم.( بامن هر كاری بكنی من چند برابر آن را با تو می‌كنم)

اگر جرّاحی، پیزی خود ت را جابيانداز.( اگر ادعايی داری اوّل كارهای ناتمام خودت را انجام بده)

اگر خدا بخواهد، از نر هم میدهد.( اگر خدا بخواهد به هر شكل ممكن هر كاری انجام می‌گيرد)

اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود.( فرض ناممكن، ممكن نمی‌شود)

اگه خیر داشت، اسمش را می گذاشتند خیرالله. واضح است

اگر دانی كه نان دادن ثواب است ، تو خود می خور كه بغدادت خرابست. (خودت مقدّم

بر ديگران هستی)

اگه دعای بچه ها اثر داشت، یك معلم زنده نمی ماند. واضح است

اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون كنگر فروشی.( ذات هر كس به خودش

بستگ‌ی دارد و تغيير پذير نيست)

اگه علی ساربون است، میداند شترش را كجا بخواباند.( تجربه شرط كار است)

اگه كلاغ جرّاح بود، ماتحت خودشرا بخیه می زد .( اگر می‌توانستی كار خودت را انجام

می‌دادی)
.
اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبرد. (مانند بالايی)

اگه لر ببازار نرود بازار میگندد.آشغال خريدن)

اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) را بشكن. ( كار غير ممكن انجام دادن)

اگه بگويد ماست سفید است، من میگويم سیاه است. واضح است(خلاف هر كاری را انجام

دادن)

اگه مهمون یكی باشد، صاحبخانه برايش گاو می كشد.( كار كم و آسان را به راحتی

می‌توان انجام داد)

اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم. ( از تجربه ديگران استفاده كردن)

اگه هفت تا دختر كور داشته باشد، یكساعته شوهر میدهد. (عرضه داشتن در كارها)

اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر. ( عرضه كاری را نداشتن)

امان از خانه داری، یكی میخری دو تا نداری. ( گرفتاری‌های بی‌حد زندگی)

امان ازدوغ لیلی ، ماستش كم بود آبش خیلی. تازن نداشتن در كارها)

انگور خوب، نصیب شغال می شود. (چيز خوب نصيب بد می‌شود)

اوسا علم ! این یكی رو بكش قلم. ( در خلاف به دنبال بهانه بودن)

اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.( نتيجه هر كار مثبت شيرين تر از اصل كار است)

اول بچش، بعد بگو بی نمك. ( در ابتدا كار را بررسی كن ، بعد ايراد بگير)

اول برادریت را ثابت كن، بعد ادعای ارث و میراث كن. اوّل دليل بياور ، وبعد ادّعای

حق كن)

اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد. ( اوّل برنامه ريزی، سپس انجام كار)

ای آقای كمر باریك، كوچه روشن كن و خانه تاریك. ( ظاهر باطن نا همگون)

این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست. اين كار يا قول با كارهای ديگر يا قول‌های ديگر

فرق می‌كند)

این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه. (بهانه آوردن و كاری انجام ندادن)

این قافله تا به حشر لنگ است. ( تا ثريّا می‌رود ديوار كج)، كار بد و خراب پايان خوبی

ندارد).

اینكه برای من آوردی، ببر برای خاله ات.( چيز بی‌ارزش را برای خودت نگهدار)

اینو كه زائیدی بزرگ كن.( كاری را كه شروع كردی به پايان برسان)

این هفت صنار غیر از اون چارده شاهی است.( اين دَيْن ِتو با بدهی قبلی تو فرق می‌كند)

اینهمه چریدی دنبه ات كو ؟ ( اين همه درآوردی ، پس‌اندازت كجا است)

اینهمه خر هست و ما پیاده می رویم .( اين همه نادان زياد است و ما به زحمت هستيم؟)

عبّاس توكّلی(سابع) تهران 1393/4/7
ارسال پست