يكصد و ده ضرب المثل به زبان گيلكی (قسمت اول)

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

يكصد و ده ضرب المثل به زبان گيلكی (قسمت اول)

پست توسط kalaavangaa »

يكصد و ده ضرب المثل به زبان گيلكی (قسمت اول)

بسمه تعالی
يكصد و ده ضرب المثل به زبان گيلكی (قسمت اول)
1- نون هاده، فرمون هاده (نان بده، دستور بده)
2- همه كس ره با يد چوی جا، نزننه.(همه افراد را با يك چوب نمی‌زنند)
3- مه نونه، خوارنه، حاج عباسه بيل زنه.(نان من را ميخوری و برای حاج عباس بيل می‌زنی)
4- مه نونه خوارنه و حاج عباسه آش هم ‌زنه.(نان من را می‌خوری و آش حاج عباس را هم می‌زنی)
5- من و تنه او، يده كيله دله نشونه.(آب من و تو، توی يك جوی نمی‌ برود)
6- كوه بوسه وو، دريو مشت بوو.(كوه خراب شود وبه طرف دريا سرازير شود تا آن‌را پر كند)
7- شه خوده، هارش، شه ياره هم هارش،.گوشه و كنار، اما ره هم هارش.(خودت را نگاه كن يارت را در كنار خودت، نگاه كن و ما را هم ببين و توجهی به ما هم داشته باش)
8- گو بتيم، چاك‌ ‌ده هسه.(شكم گاو را چاك می‌دهی)
9- ته ره دارمه، اتیِ كه فيك‌داره پره ره دارمه.(تو را گرفتم مثل اينكه شاخه درختی را گرفتم كه بسيار سست و شكننده است)
10- گر ‌بز، سر چشمه او خوارنه.(بز گر سر چشمه آب می‌خورد)
11- يد دا گر بز، يد گله بز ره گر كنه.( يك بز گر يك گله بز را گر می‌كند)
12- ته ريكای عروسی آبكش دله او اورمه.(در عروسی پسرت، توی آبكش برايت آب می‌آورم)
13- شاله بوتنه ته شاهد كيه؟ بوته مه دمه.( به شغال گفتند كه شاهدت كيه؟ گفت شاهدم دم من است)
14- مرغنه دز، كرگ دز وونه.(كسی‌كه تخم مرغ می دزدد، ميرسد به جائيكه مرغ دزد شود)
15- شتر بيي، نا.( شتر ديدی نه)
16- سگ هر چی پوست (چرم) دزی هاكنه، ايه پا برهنه هسه.(سگ هر چقدر چارق پوستی دزدی بكند باز هم پا برهنه است)
17- زياد دوو بزوين، چرم و جرب پاره وونه.(دويدن زياد، جز كفش و جوراب پاره كردن نيست)
18- نون سواره وويه، تو پياده.( نان سواره باشد و تو پياده)
19- دو بزووين تنه، بركت منه.(دويدن مال تو، بركتش با من)
20- اگر بيل زنی، شه باغچه ره بيل بزن.(اگر بيل زن خوبی هستی باغچه خودت را بيل بزن)
21- هم ترسمه، هم ترس ديمه.(هم می‌ترسم، هم می ترسانم)
22- نخود همه آش، هسه.(نخود همه آش‌ها هست)
23- مجيله چيه كه، وه كله پاچه هسوويه.(مورچه چی هست كه كله و پاچه اش باشد)
24- مال همه ماله، منه مال بيت‌الماله.(مال همه مال خودشان است، ولی مال من بيت‌المال است)
25- در، قفل هاكن همسايه ره دزد نيير.(در را قفل كن و همسايه‌ات را دزد نگير)
26- كور از خدا چی خواينه دو چشم بينا.( كور از خدا چی می‌خواهد روشنائی دو چشم)
27- كدخدا رو بوين، ده رو بچاپ.(كدخدا را ببين و ده را بچاپ)
28- قوای بعد از عيد، گل مناره خواره.(كت بعد از عيد برای آويز كردن به ديواره منار خوب است)
29- ماست بخوار، كه تره خو بوره.(ماست بخور، كه خوابت ببرد)
30- وشنی نيه تره، پياز خوارنه تا ته اشتها باز بوو.(گرسنه ات نيست، ولی پياز می‌خوری كه اشتهايت باز شود)
31- خاره، به موقع بر رسی، ته زن مار تره خيلی دوست دارنه.( خوب است ، به موقع رسيدی، مادر زنت تو را خيلی دوست دارد)
32- همه ماه شعبون، يك ماه هم رمضون (هميشه برای شما است يكبار هم برای ما باشد)
33- كل نواش، كه هميشه كلی، شانس نيارنه.( كچل نشو، كه هميشه كچلی شانس نمی آورد)
34- وچه حلال‌زاده ، به دايی شونه.(بچه حلال‌زاده از نظر رفتار و كردار به دايی می‌رود)
35- همه ی پره، شنه كل پره.( برای همه پدر هست اما برای خودش نا پدری هست)
36- همه ی ماره، شنه كجيك ماره.(برای همه مادر هست، اما برای خودش نا مادری هست)
37- همه ره برق گيرنه، منه چراغ موشی.( همه را برق می‌گيرد، من را چراغ موشی)
38- اون‌جور كه من تره شناسمه، فرنگی شه ساعت ره نشناسنه.(من آنقدر كه تو را می‌شناسمه، فرنگی ساعتش را نمی‌شناسد)
39- لوه، آفتو ره گنه، ته رو سيو.(ديگ به آفتابه می‌گويد، رویت سياه)
40- كوزه بشكسه و اويی بريخته.(كوزه‌ای شكست و آبی ريخت)
41- ديگ به ديگبر گنه، ته رو سيو.(ديگ كوچك به ديگ بزرگ می‌گويد رويت سياه)
42- شه دست ره عسلی هاكنی بوری وه دهن، وه گنه كه زهره.( اگر با دستت كه عسلی است ببری تو دهنش، می‌گويد كه زهر است)
43- دماوند كوه، هيچ‌وقت بی ورف نمونه.(كوه دماوند هيچ‌وقت بدون برف نمی‌ماند)
44- آدم كتاه وين، همسايه ی، كرگ ره، غاز وينه.(آدم كوتاه بين ، مرغ همسايه را غاز می‌بيند)
45- اگر ته شانس بلند وو، ته كرگ پرچيم سر مرغنه كنه.(اكر شانس خوبی، داشته باشی مرغت روی پرچين هم تخم می گذارد)
46- ترش هلی ته دنن ره هم زنه.(گوجه ترش دندان شما را هم می‌زند)
47- با بلندی انگيس، نشينه عسل بخواردن.(با داشتن انگشت بلند هميشه نمی‌توان عسل خورد)
48- يدا سفه، هوا هادی، صد تا چرخ خوارنه.(يك سيب را بندازی هوا، صد تا چرخ می خورد)
49- همه با نون و پنير، تو بور كنج خرابه بمير.(همه با نان و پنير تو برو كنج خرابه بمير)
50- اسبه مرغنه، سيو كرگ شه.( تخم‌مرغ سفيد مال مرغ سياه است)
51- سيو كرگ، اسبه مرغنه كنه.(مرغ سياه تخم مرغ سفيد می‌گذارد)
52- نو آستين، بخوار پلا.(آستين نو بخور پلو)
53- لواس دوتا، وسنی يد تشت دله بشورد وونه، ولی، دوتا ياری لواس اد دا تشت دله بشورد نوونه.(لباس دوتا هوو توي يك تشت شسته می‌شود، ولی لباس دو تا جاری توی يك تشت شسته نمی‌شود)
54- اگر تو لالائی بلده، چه تره خو نورنه.(اگر تو لالائی بلد هستی پس چرا خوابت نمی‌برد)
55- گوگ تا گو بوو، وه صحاب دل اوو بوو.(گوساله تا گاو شود دل صاحبش آب شود)
56- يك من دو من كره دا، باديه كلفت كره دا.(قربون كسی‌كه، يك من را دو من می‌كنه و قربون كسی‌كه كاسه مسی را كلفت می‌كند)
57- زن چلچراغ خنه هسه، هيچ خنه ای بی چلچراغ نوويه.( زن چلچراغ خانه است، هيچ خانه ای بی چلچراغ نباشد)
58- زن ستون خنه هسه ، هيچ خنه ای بی ستون نوويه.(زن ستون خانه است، هيچ خانه ای بی ستون نباشد)
59- شو، سيو و، گو سيو.( شب سياه است و گاو هم سياه)
60- مه سره بشكن، ولی مه نرخ نشكن.(سرم را بشكن، ولی نرخ من را نشكن)

عبّاس توكّلی(سابع) تهران
نمایه کاربر
mostafa
پست: 21
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲, ۱۲:۵۵ ب.ظ
تشکر کرده: 48 دفعه
تشکر شده: 26 دفعه

Re: يكصد و ده ضرب المثل به زبان گيلكی (قسمت اول)

پست توسط mostafa »

جالب بود دستتون درد نكنه!
نمایه کاربر
saeed
پست: 131
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲, ۸:۵۶ ب.ظ
تشکر کرده: 38 دفعه
تشکر شده: 23 دفعه

Re: يكصد و ده ضرب المثل به زبان گيلكی (قسمت اول)

پست توسط saeed »

عالی بود، ممنون
نمایه کاربر
ezat
مدیر کل سایت
مدیر کل سایت
پست: 168
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲, ۸:۱۳ ب.ظ
تشکر کرده: 21 دفعه
تشکر شده: 22 دفعه
تماس:

Re: يكصد و ده ضرب المثل به زبان گيلكی (قسمت اول)

پست توسط ezat »

دمتون گرم آقای توکلی بسیار زیبا بود
ارسال پست