بسمة تعالی
آرزوهای پدر
پدر جان سال‌ها را صبر كردی تØÙ…ّل، قصّة پر درد كردی
دوازده سال نا مد بر تو ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ شكيبا بوده‌ ای Ùˆ صبر كردی
تعهّد كردی Ùˆ عهدی ببستی گرت ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ آيد دار هستی
پسر باشد گذاری نام عبّاس به ياد كربلا و ياد عبّاس
گرت باشد ترا ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ دختر به نام زينب از زهرای اطهر
نمودی شكر، پسر آمد به دنيا همه Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ به تو صد بارك الله
همه از اهل خانه شاد Ùˆ مسرور خدا را ØÙ…د كردند از سر شور
Ø¨Ú¯ÙØªÛŒ Ùˆ Ø¨Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ جمعی از ناس تعهّد باشدت بر نام عبّاس
بر اين نام مبارك ÙØ®Ø± كردی پسر را با تعهّد نذر كردی
به تاسوعای هر‌سال قصد قربان به‌گوسÙند‌و ‌طعامی‌هست مهمان
عزا داران سقّا بهر اطعام نشينند Ø³ÙØ±Ù‡ ØÙ‚ØŒ روی اكرام
غذا Ùˆ نوش را از Ø³ÙØ±Ù‡ گيرند ز ØØ§Ø¬Ø§Øª Ù ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† بهره گيرند
ØÙˆØ§Ø¦Ø¬ باب آن راهست عبّاس هر آنكس‌بهره گيرد دارد‌اخلاص
بسا زØÙ…ت كشيدی پروريدی بر او از Ø±ÙˆØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† Ø¢ÙØ±ÙŠØ¯ÛŒ
به جسم او كنار Ø±ÙˆØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† توجّه كرده‌ای در لقمه Ùˆ نان
Ø¨Ù‡â€ŒÚ¯ÙˆØ´Ø´â€ŒØ®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡â€ŒØ§ÛŒâ€Œâ€ŒÙ¾Ù†Ø¯â€ŒÙˆâ€ŒÙ†ØµÙŠØØª نما كوشش ترا زان هست قيمت
هرآن‌جا‌ می‌روی‌چشم‌داردر‌پيش نباشد در درو جز كشته خويش
اگر گندم بكاری گندم آرد ز جو نايد كه گندم را بيارد
نما كوشش برای علم و تقوا ثمر آرد ترا، دنيا و عقبی
برو در خدمت٠مردم ز Ø§ØØ³Ø§Ù† تل٠ننما تو Ø¹Ù…Ø±ÙØ®ÙˆØ¯ به ارزان
زكات٠علم خود را وق٠بنما چه كودك باشد و يا پير و برنا
ترا در اين جهت آماده بينم خدا يا غير آن را من نبينم
اصول دين را بنما توجّه ÙØ±ÙˆØ¹ آن ترا باشد تنبّه
به تاسوعا و عاشورا همّتی كن گرت ممكن بود، هم خدمتی كن
به اعياد و تولّد يا شهادت ميان ٠خلق باش و دار همّت
اگر شاعر شدی Ú¯ÙˆÙ…Ø¯Ø Ø§ÙŠÙ†Ø§Ù† اسيران Ùˆ شهيدان Ùˆ امامان
ترا صد بهره باشد يا كه بيشتر ترا بر دشمنان صد نيش و نشتر
پسرجان زندگی‌را Ø¨Ø§Ø´â€ŒØµØ§ØØ¨ هر آنچه كشت گرديد، باش راغب
به‌آب و‌دان ‌و‌نانش‌مكتسب‌باش ØØ³Ø§Ø¨â€ŒØ¯Ø®Ù„ Ùˆâ€ŒØ®Ø±Ø¬Ø´â€ŒÙ…ØØªØ³Ø¨â€ŒØ¨Ø§Ø´
پدر‌جان اين منم نذرم نمودی برای كشته ‌ها بذرم نمودی
نمی‌دانم ترا Ú†Ù‡ ØØ§ØµÙ„ÛŒ شد اميد تو كدام باغ Ú¯Ù„ÛŒ شد
بود آيا ترا زين باغ بهره ØŸ Ú¯Ø±ÙØªÛŒ از برايت رنگ چهره؟
شدی راضی زمن بر Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒÙ‡Ø§ÙŠØªØŸ Ø³ÙØ§Ø±Ø´â€ŒÙ‡Ø§ Ùˆ بر دل Ú¯ÙØªÙ‡ ‌هايت؟
دعا كن بر من و بر بچّه ‌هايم كه تا از عهده شكرش بر آيم
خدا منّت نهاده بر تو Ùˆ من هر آنچه خواستی شد ØØ§ØµÙ„ من
كجا دستی ز آستينم برآرم دعای‌تو است كه من شكری بدارم
به مادر باشدم خيرات بسيار بيا مرزش خد ا ØŒ ای ØÛŒÙ‘ دادار
سر قبرش روم ØØ³Ø¨Ù وظيÙÙ‡ بخوانم از سر صدق ØÙ…د Ùˆ سوره
منم آن شاعر و آن پير خسته منم آن سابع ٠در گل نشسته
خدا يا خود نما لطÙÛŒ تو برما خلاصم كن برون آيم ز Ú¯Ùل‌ها
روز شنبه مورّخة1393/7/5 عبّاس توكّلی( سابع ) تهران
آرزوهای پدر
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه