مرثیه شب نوزدهم ماه مبارک رمضان از شاعر اهل بیت علی بن ولی
چون زد رقم برکارغم Ø¨Ø±ØµÙØÙ‡ ابرار ای چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
لیک شهادت شد به نام ØÛŒØ¯Ø±Ú©Ø±Ø§Ø± ای چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
قدری Ú©Ù‡ برسرلوØÙ‡ امشب مدون شد اکنون مبرهن شد
امشب شب قدراست قتل شاه بامقدار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
برمرتضی Ø¬ÙˆØ±ÙˆØ¬ÙØ§ Ø¨ÛŒØØ¯Ø²Ø§Ù…ت شد غصب Ø®Ù„Ø§ÙØª شد
سیراز جهان وجان شد از بس دیده غم بسیار ای چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
آن شب که بودی آخر عمر شه خوبان ای تعزیه داران
درمنزل کلثوم آمد موسم Ø§ÙØ·Ø§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±...
یک کاسه از شیر قدری از نمک بانان آماده شددرخوان
Ú¯ÙØªØ§ نمک بانان گزارد شیر رابردار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
شه بود اگه کاخر عمروØÛŒØ§Øª اوست وقت ÙˆÙØ§Øª اوست
آن شب مناجات ودعا پیوسته بودش کار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گاهی تلاوت کرد قران Ú¯Ù‡ بذکر ØÙ‚ Ø±ÙˆØØ´ به ØÙ‚ ملØÙ‚
Ú¯Ù‡ درنماز ÙˆÚ¯Ù‡ بدی سرگرم Ø§Ø³ØªØºÙØ§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گاهی زهجران پیمبر دیده تر داشت قلب مکدر داشت
Ú¯Ù‡ شاکی از Ø¬ÙˆØ±ÙˆØ¬ÙØ§ÛŒ ÙØ±Ù‚Ù‡ اشرار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گاهی نظر برآسمان میکرد آن سرور بر ماسوا یکسر
Ú¯Ù‡ برکواکب جملگی ازثابت وسیار ای چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
چون ØµØ¨Ø ØºÙ… مکتوب شد در Ø¯ÙØªØ± صادق Ø¯Ø±Ø¯ÙØªØ± مشرق
Ø±ÙˆØ Ø¹Ù„ÛŒ صاعد شداندر عالم اسرار ای چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گردید چون عازم به مسجد یکطر٠گریان در یکطر٠خندان
اول Ø²ÙØ±Ù‚ت ثانیا بود ازجهان بیزار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
مانع شدند از Ø±ÙØªÙ†Ø´ مرغابیان یکجا درعالم معنا
بر دور آنشه پرزنان بادیده خونبار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
چون خواست بیرون آیدش قلاب در Ø¨Ú¯Ø±ÙØª اورا کمر Ø¨Ú¯Ø±ÙØª
یعنی به معنا واعلیا شد زوی اظهار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
آمد به مسجد کرد اعلام اذان ØÛŒØ¯Ø± مانند پیغمبر
پس وارد Ù…ØØ±Ø§Ø¨ ومنبر شد Ù…ØÙ…د وار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
Ø¨Ø±Ù…Ø³Ø¬Ø¯ÙˆÙ…ØØ±Ø§Ø¨ ومنبر چون نظر بنمود بس دیده تر بتمود
خوابیده هاراکرد از بهر نماز Ø§ØØ¶Ø§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
آنگاه باپور مرادی Ú¯ÙØª ای ظالم ای زاده ملجم
دارم من از مقصودومنظور تو Ø§Ø³ØªØØ¸Ø§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
.......
چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
Re: چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
ازرکعتین ØµØ¨Ø ÛŒÚ© رکعت ادا بنمود غم را به غم Ø§ÙØ²ÙˆØ¯
دررکعت دوم زبان میماند از Ú¯ÙØªØ§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
برداشت سر ازسجده اول چه ازدوم باجمعی از مردم
شدراس ÙˆÛŒ شق القمرازتیغ آتشبار ای چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گشتند اÙواج ملائک درسماگریان Ø³Ø·Ø Ø²Ù…ÛŒÙ† لرزان
بانگ مصیبت سدهویداازدرودیوار ایچرخ Ú©Ø¬Ø±ÙØªØ§Ø±
ازقدقتل زینب تنش چون بیدلرزان شد ازغم هراسان شد
شهزادگان راکرد ازخواب انزمان بیدار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
پس جانب مسجد روان Ú¯Ø´ØªÙ†Ø¯Ø¨Ø§Ø§ÙØºØ§Ù† آن خوشنوامرغان
شدابن ملجم دستگیر یاوروانصار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
ای شیعه ÛŒØ§Ø¯Ø§Ø±Ø§Ø²ØØ³ÛŒÙ† درروزعاشورا شدکشته اعدا
درقتلگه بودی بذکرایزد ØºÙØ§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
بهر مداوای سر ØÛŒØ¯Ø± شه والا Ø¬Ø±Ø§Ø Ø¨ÙˆØ¯ اما
Ø¨Ù‡Ø±ØØ³ÛŒÙ† شمشیرشمر مرتدغدار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گرکاسه شیری برای مرتضی بودی اکل غذابودی
لب تشنه جان داده ØØ³ÛŒÙ† بی یاروبی غمخوار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
بنما علی بن ولی این قصه راکوتاه بربندلب باالله
سوزندØÛŒÙˆØ§Ù† ونبات وآهن ÙˆØ§ØØ¬Ø§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
یارب امید ببخشش ازتوذاکران دارند سینه زنان دارند
بخشا گناه مردوزن زین مجمع ØØ¶Ø§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
تقدیم به Ø±ÙˆØ Ø¨Ø²Ø±Ú¯ امیرمومنان وهمه کسانی Ú©Ù‡ به هر Ù†ØÙˆÛŒ دوستی آل علی را در سینه ما قرار دادند.
دررکعت دوم زبان میماند از Ú¯ÙØªØ§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
برداشت سر ازسجده اول چه ازدوم باجمعی از مردم
شدراس ÙˆÛŒ شق القمرازتیغ آتشبار ای چرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گشتند اÙواج ملائک درسماگریان Ø³Ø·Ø Ø²Ù…ÛŒÙ† لرزان
بانگ مصیبت سدهویداازدرودیوار ایچرخ Ú©Ø¬Ø±ÙØªØ§Ø±
ازقدقتل زینب تنش چون بیدلرزان شد ازغم هراسان شد
شهزادگان راکرد ازخواب انزمان بیدار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
پس جانب مسجد روان Ú¯Ø´ØªÙ†Ø¯Ø¨Ø§Ø§ÙØºØ§Ù† آن خوشنوامرغان
شدابن ملجم دستگیر یاوروانصار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
ای شیعه ÛŒØ§Ø¯Ø§Ø±Ø§Ø²ØØ³ÛŒÙ† درروزعاشورا شدکشته اعدا
درقتلگه بودی بذکرایزد ØºÙØ§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
بهر مداوای سر ØÛŒØ¯Ø± شه والا Ø¬Ø±Ø§Ø Ø¨ÙˆØ¯ اما
Ø¨Ù‡Ø±ØØ³ÛŒÙ† شمشیرشمر مرتدغدار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
گرکاسه شیری برای مرتضی بودی اکل غذابودی
لب تشنه جان داده ØØ³ÛŒÙ† بی یاروبی غمخوار ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
بنما علی بن ولی این قصه راکوتاه بربندلب باالله
سوزندØÛŒÙˆØ§Ù† ونبات وآهن ÙˆØ§ØØ¬Ø§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø±
یارب امید ببخشش ازتوذاکران دارند سینه زنان دارند
بخشا گناه مردوزن زین مجمع ØØ¶Ø§Ø± ایچرخ کج Ø±ÙØªØ§Ø± ویران شوی صدبار
تقدیم به Ø±ÙˆØ Ø¨Ø²Ø±Ú¯ امیرمومنان وهمه کسانی Ú©Ù‡ به هر Ù†ØÙˆÛŒ دوستی آل علی را در سینه ما قرار دادند.