بسمه تعالی
ÙØ¶Ø§ÙŠÙ„ ØØ¶Ø±Øª زينب(س)
خدا يا زينب پاكيزه طينت متين بود Ùˆ موقّر اهل ÙØ·Ø±Øª
دلش پاك Ùˆ صبور Ùˆ خالی از خشم به چشمانش ØÙŠØ§ با موج عÙّت
به دستان لط٠و لب ذكر خداوند سرش بر سجده درپنهان و خلوت
به پيش جد خود Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ دل بود به نزد باب خويشش داشت ØØ±Ù…ت
ز زهرا مام خود بس بهره‌ها برد ز قران و ز دين او برد لذّت
ÙØ±Ø§ آموخت با دشمن به جنگد كنار آيد به درد Ùˆ رنج Ùˆ Ù…ØÙ†Øª
چنان در بين نسوان داشت جايی همه گويند ز ÙˆÛŒ از جاه Ùˆ ØØ´Ù…ت
به قرآن همّتی از ØØ¯ ÙØ²ÙˆÙ† داشت به تعليم Ùˆ تعلّم علم Ùˆ ØÙƒÙ…ت
زنان شهر وی، از كوی Ùˆ برزن ØØ¶ÙˆØ± مكتبی، Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ùˆ غيرت
به پندار Ùˆ به Ú¯ÙØªØ§Ø± Ùˆ به Ø±ÙØªØ§Ø± نمونه بوده او در اوج هيبت
مسير راست را يك عمر پيمود در آن ره پيروان بودند هيئت
نبودش ‌ذرّه‌ای‌در چپّ Ùˆ در راست نظر بر مستقيمش بود رØÙ…ت
در اين ره داشت او تأكيد بسيار نبودش بر كسی يك ذرّه منّ
ت
همه در آن ÙØ¶Ø§ از بهر تعليم از او آموختند در عمق Ùˆ وسعت
زبان شيرين Ùˆ گويا، در ÙØµØ§ØØª نبودش بهر نام ‌ Ùˆ كسب شهرت
همه بردند Ùيض از درس â€ŒØØ¶Ø±Øª به هر اندازه كس را بود قسمت
زنان بردند ØØ¸Ù‘ Ùˆ بهره از ا Ùˆ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ùيض مردان، هم به كثرت
پيمبر Ø±ÙØªÙ‡ از دستان زينب شدند تنها همه از مام Ùˆ از اب
زمان بسيار‌مسموم بود و، غمناك ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† آمده بر روی Ùˆ سر، خاك
همه بردند قول Ùˆ عهد از ياد غدير Ùˆ خطبه از پيمان، بر Ø§ÙØªØ§Ø¯
علی تنها شده بی يار و ياور نشسته گوشه ‌ای بر امر داور
در اندك مدّتی زهرای مغموم ز دنيا Ø±ÙØª علی تنها Ùˆ مظلوم
زمان بگذشت بعد نوزده سال نديدند ‌مردمان بهتر از علی ØØ§Ù„
همه خودآمدند از مرد و نسوان نموده بيعتی را از سر و جان
چه‌كردند با علی با جنگ و دعوا ندا گشته بلند قد قتل مولا
ØØ³Ù† بعد از پدر گرديد سرور كه اوهم‌كشته شداز سمّ و‌ از‌ زهر
همه را زينب مظلومه ديده تØÙ…ّل كرده Ùˆ شد آبديده
رسيده نوبت مظلوم ديگر ØØ³ÙŠÙ† Ù ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ مولا Ùˆ رهبر
بگويم مختصر من ماجرا را Ø³ÙØ± در كربلا، اخت Ùˆ اخا را
ز بعد Ø±ÙØªÙ† انصار Ùˆ ياور رسيده نوبت عبّاس Ùˆ اكبر
همه Ø±ÙØªÙ†Ø¯ از مردان سراسر به پايان برد آن شش ماهه اصغر
ØØ³ÙŠÙ†â€ŒÙ…اند با هزاران‌خصم جرّار به قلب Ùˆ پيكرش صد زخم تكرار
شهيد ظلم وكين از دست جلّاد Ùقط ماند زينب Ùˆ بيمار، سجّاد
اسارت شد نصيب آل اØÙ…د به آن وضعی ‌كه گويند خوب يا بد
چنان زينب‌از‌آن‌ها بهره برداشت از‌آن‌بذری‌كه‌دشمن‌كاشت‌و‌بد‌كاشت
شده رسوا يزيد در مجلس خود زدند ÙØ±ÙŠØ§Ø¯ بر او هرناكس Ùˆ خود
امام بر مجلس دشنمن زد آتش ÙØºØ§Ù† Ùˆ آه مردم Ø±ÙØª تا عرش
يزيد دون به ناگه بر خود آمد به اشك Ùˆ ناله خود ØÙŠÙ„Ù‡ آورد
نموده توبه Ùˆ كرد عذرخواهی قبول â€ŒØ§ÙØªØ§Ø¯ Ùˆ بر‌او نيست‌ جايگاهی
اسارت آمده پايان بر آنها Ùˆ امّا همه Ø±ÙØªÙ†Ø¯ رقيّه شد دÙÙ† آنجا
گذر در كربلا در اربعين شد نگويم من دگر، دانی چنين شد
رسيدند در مدينه بی مددكار نبوده همره از آن يار و سالار
هزاران‌غم به‌زينب بود‌سنگين زده بر هم بساط دشمن كين
شده تبعيد در شام غم Ø§ÙØ²Ø§ شده بيمار Ùˆ Ø±ÙØª از دست دنيا
ز ‌سابع Ù…ØÙ†Øª ‌زينب شنيدم خودش‌ ÙØ±Ù…ود جميل‌ است‌ آن‌ چه‌ ديدم
روز يكشنبه مورّخه21/2/1393 Ø®Ø§Ø¯Ù…â€ŒØ§Ù„ØØ³ÙŠÙ†: عبّاس توكّلی(سابع) نهران
ÙØ¶Ø§ÙŠÙ„ ØØ¶Ø±Øª زينب(س)
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه