Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙØªØ±ÛŒÙ† کنایات Ùˆ ضرب المثل های زبان ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ( بر اساس شروع با ØØ±Ù«ال٠»)
ارزان خری، انبان خری است.(ارزان خريدن Ùقط انبار كردن است)
از اسب Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ ایم، اما از نسل Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯Ù‡ ایم.(يك اشتباه ØŒ مارا از اصالت دور نمی‌كند)
از آنجا مانده، از اينجا رانده.(نه اين را داريم ، نه آن را)
از اون نترس كه های و هوی دارد، از آن بترس كه سر به تو دارد.( از آن‌هايی كه سرو
صدا می‌كنند نترس، از آن‌هايی بتس كه ساكت هستند)
از این امامزاده كسی معجز نمی بیند.( از اين آقا كاری را مردم نديدند)
از این دم بریده هر چی بگی بر میاد.( از اين هرچی بگی بر می‌آيد)
از این ستون به آن ستون ÙØ±Ø¬ است.( از هرچيز Ùˆ از هر Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒØ§ÛŒ بايد Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ كرد)
از بی ÙƒÙÙ†ÛŒ زنده ایم. زنده بودنم از بی ÙƒÙÙ†ÛŒ Ùˆ بی چيزی است)
از دست پس میزنه، با پا پیش میكشد.( با دستش رد می‌كند و با پايش جلو می‌كشد) كار
مناÙÙ‚
از تنگی چشم پیل معلومم شد. (از كوچك بودن چشم Ùيل خيلی چيزها بر من معلوم شد)
از تو ØØ±ÙƒØªØŒ از خدا بركت .( تو يك كاری بكن ØŒ تا تا خدا هم به كارت بركتی بدهد)
.
از ØÙ‚ تا نا ØÙ‚ چهار انگشت ÙØ§ØµÙ„Ù‡ است. از دهان تا گوش 4 انگشت ÙØ§ØµÙ„Ù‡ است
از خر Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ØŒ خرما پیدا كرده.(تا به يك جايی رسيده خيلی ادّعا می‌كند)
از خرس موئی، غنیمت است.( از خرس كه چيزی نمی‌رسد يك مو هم اگر برسد خيلی
غنيمت است)
از خر Ù…ÛŒ پرسی چهارشنبه ÙƒÛŒ است ØŸ( از خر كه چيزی نمی‌Ùهمد چيزی می‌پرسی)
از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بدهد.( تو خودت كه كاری نكردی، بچّه‌هات
كاری بكنند)
از درد لا علاجی به خر Ù…ÛŒ گويد خانم باجی.( به ØØ¯Ù‘ اقلّش دلخوش است)
از دور دل می برد، از جلو زهره را.(ظاهر و باطن يكی نيست)
از سه چیز باید ØØ°Ø± كرد، دیوار شكسته، سگ درنده، زن سلیطه.( كاملاً ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª)
از شما عباسی، از ما رقاصی. ( از شما پولی برسد و از ما رقصيدنی)
از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! " گر دایره كوزه ز گوهر سازند. (بيش از
آن‌چه كه در درون انسان است بيشتر از آن نمی‌توان از او توقّع داشت)
"
از كیسه خلیÙÙ‡ Ù…ÛŒ بخشد. (از جيب ديگران Ù…ÛŒ بخشد)
از گدا Ú†Ù‡ یك نان بگیرند Ùˆ Ú†Ù‡ بدهند.( به گدا يك نان بدهی يا بگيری ÙØ±Ù‚ÛŒ نمی‌كند)
از گیر دزد در آمده، گیر رمّال Ø§ÙØªØ§Ø¯. ( از بد به بدتر رسيده)
از ماست كه بر ماست. (نتيجه كار خود ما است)
از مال پس است و از جان عاصی. ( از مال دنيا چيزی ندارد و از خودش هم خسته است)
از مردی تا نامردی یك قدم است. ( با يك قدم جلو Ø±ÙØªÙ† يا عقب آمدن در كارها مردی يا نا مردی معلوم Ù…ÛŒ شود)
از من بدر، به جوال٠٠كاه. ( آزارت از من بردار، بزن به جوال كاه)
از نخورده بگیر، بده به خورده . (از خساست بعضی‌ها)
از نو كیسه قرض مكن، قرض كردی خرج نكن. ( از بعضی قرض نگير Ùˆ اگر هم Ú¯Ø±ÙØªÛŒ
خرج نكن كه بلا ÙØ§ØµÙ„Ù‡ به سراغت می‌آيد)
از هر Ú†Ù‡ بدم اومد، سرم اومد.( Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± چيزهايی شدم ØŒ كه بدم Ù…ÛŒ آمد)
از هول هلیم Ø§ÙØªØ§Ø¯ توی دیگ.( از دست پاچگی، بيشتر ضرر كردم)
از یك Ú¯Ù„ بهار نمیشه. (ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª كه هر كار خوب بايد استمرار داشته باشد)
از این گوش میگیرد، از آن گوش در میكند. ( اگر Ú¯ÙØªÙ‡ ها را هم بشنود ØŒ عمل نمی‌كند)
اسباب ÙØ®Ø§Ù†Ù‡ به ØµØ§ØØ¨Ø®Ø§Ù†Ù‡ میرود.( وسيله‌ها به سليقه مالك خانه در آن جمع می‌شود)
اسب پیشكشی رو، دندانهايش را نمی شمرند. (هديه Ú¯Ø±ÙØªÙ† مشروط نيست)
اسب تركمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور. ( از دو Ø·Ø±Ù Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ می‌كند)
اسب دونده جو خود را زیاد میكنه. ( اسب دونده به اندازه لياقت خود می‌تواند جوی خود
را زياد كند)
اسب را Ú¯Ù… كرده، Ù¾ÛŒ نعلش میگردد.( اصل از دستش Ø±ÙØªÙ‡ دنبال ÙØ±Ø¹ می‌گردد)
اسب و خر را كه یكجا ببندند، اگر هم بو نشوند همخو میشوند.( آن اسب و خر اگر
جنسشان تغيير نمی‌كند ، ولی اخلاقشان يكی می‌شود)
استخری كه آب ندارد، این همه قورباغه میخواهد چكار ؟
اصل كار برو رواست، كچلی زیر موست.( در بعضی موارد ظاهر مهمّ است ، باطن
اهمّيتی‌ندارد)
اكبر ندهد، خدای اكبر بدهد. ( اگر آدم نداد لازم باشد خدای آدم می دهد)
اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن. ( اگر می‌توانی كار خوبی انجام دهی ، برای
خودت انجام بده).
اگر برای من آب ندارد، برای تو كه نان دارد. كاملاً ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª.
اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت به چشم آن وقتی.0( اگر لباس بپوشی و رو تخت بنشينی آن وقت تازه می‌توانم ترا ببينم)، اگر اسباب بزرگی همه آماده شود
اگه بابايش را ندیده بود، ادعای پادشاهی میكرد.(Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ بيش از ØØ¯)
اگه پشیمونی شاخ بود، Ùلانی شاخش به آسمان Ù…ÛŒ رسید.(صد بار توبه شكستن)
اگه تو مرا عاق كنی، منهم ترا عوق میكنم.( بامن هر كاری بكنی من چند برابر آن را با تو می‌كنم)
اگر جرّاØÛŒØŒ پیزی خود ت را جابيانداز.( اگر ادعايی داری اوّل كارهای ناتمام خودت را انجام بده)
اگر خدا بخواهد، از نر هم میدهد.( اگر خدا بخواهد به هر شكل ممكن هر كاری انجام می‌گيرد)
اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود.( ÙØ±Ø¶ ناممكن، ممكن نمی‌شود)
اگه خیر داشت، اسمش را Ù…ÛŒ گذاشتند خیرالله. ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª
اگر دانی كه نان دادن ثواب است ، تو خود می خور كه بغدادت خرابست. (خودت مقدّم
بر ديگران هستی)
اگه دعای بچه ها اثر داشت، یك معلم زنده نمی ماند. ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª
اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون كنگر ÙØ±ÙˆØ´ÛŒ.( ذات هر كس به خودش
بستگ‌ی دارد و تغيير پذير نيست)
اگه علی ساربون است، میداند شترش را كجا بخواباند.( تجربه شرط كار است)
اگه كلاغ Ø¬Ø±Ù‘Ø§Ø Ø¨ÙˆØ¯ØŒ Ù…Ø§ØªØØª خودشرا بخیه Ù…ÛŒ زد .( اگر می‌توانستی كار خودت را انجام
می‌دادی)
.
اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبرد. (مانند بالايی)
اگه لر ببازار نرود بازار میگندد.آشغال خريدن)
اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) را بشكن. ( كار غير ممكن انجام دادن)
اگه بگويد ماست سÙید است، من میگويم سیاه است. ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª(خلا٠هر كاری را انجام
دادن)
اگه مهمون یكی باشد، ØµØ§ØØ¨Ø®Ø§Ù†Ù‡ برايش گاو Ù…ÛŒ كشد.( كار كم Ùˆ آسان را به Ø±Ø§ØØªÛŒ
می‌توان انجام داد)
اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم. ( از تجربه ديگران Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ كردن)
اگه Ù‡ÙØª تا دختر كور داشته باشد، یكساعته شوهر میدهد. (عرضه داشتن در كارها)
اگه همه Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ نون Ùˆ پنیر، تو سرت را بگذار زمین Ùˆ بمیر. ( عرضه كاری را نداشتن)
امان از خانه داری، یكی میخری دو تا نداری. ( Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø±ÛŒâ€ŒÙ‡Ø§ÛŒ Ø¨ÛŒâ€ŒØØ¯ زندگی)
امان ازدوغ لیلی ، ماستش كم بود آبش خیلی. تازن نداشتن در كارها)
انگور خوب، نصیب شغال می شود. (چيز خوب نصيب بد می‌شود)
اوسا علم ! این یكی رو بكش قلم. ( در خلا٠به دنبال بهانه بودن)
اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام.( نتيجه هر كار مثبت شيرين تر از اصل كار است)
اول بچش، بعد بگو بی نمك. ( در ابتدا كار را بررسی كن ، بعد ايراد بگير)
اول برادریت را ثابت كن، بعد ادعای ارث و میراث كن. اوّل دليل بياور ، وبعد ادّعای
ØÙ‚ كن)
اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد. ( اوّل برنامه ريزی، سپس انجام كار)
ای آقای كمر باریك، كوچه روشن كن و خانه تاریك. ( ظاهر باطن نا همگون)
این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست. اين كار يا قول با كارهای ديگر يا قول‌های ديگر
ÙØ±Ù‚ می‌كند)
این ØØ±Ùها برای ÙØ§Ø·ÛŒ تنبون نمیشه. (بهانه آوردن Ùˆ كاری انجام ندادن)
این قاÙله تا به ØØ´Ø± لنگ است. ( تا ثريّا می‌رود ديوار كج)ØŒ كار بد Ùˆ خراب پايان خوبی
ندارد).
اینكه برای من آوردی، ببر برای خاله ات.( چيز بی‌ارزش را برای خودت نگهدار)
اینو كه زائیدی بزرگ كن.( كاری را كه شروع كردی به پايان برسان)
این Ù‡ÙØª صنار غیر از اون چارده شاهی است.( اين دَيْن ÙØªÙˆ با بدهی قبلی تو ÙØ±Ù‚ می‌كند)
اینهمه چریدی دنبه ات كو ؟ ( اين همه درآوردی ، پس‌اندازت كجا است)
اینهمه خر هست Ùˆ ما پیاده Ù…ÛŒ رویم .( اين همه نادان زياد است Ùˆ ما به زØÙ…ت هستيم؟)
عبّاس توكّلی(سابع) تهران 1393/4/7
ضرب‌المثل ايرانی با ØØ±Ù«الÙ»
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه