گلا یه خر

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

گلا یه خر

پست توسط kalaavangaa »

بسمة تعالی
دوشعر در باره مقایسه احوالات خر که همواره مورد توهین وناسزا بوده واورا نادان وابله ونفهم وبارکش فرض نموده ایم با انسانی که خودرا عقل کل میداند البته انها که خودشان را خیلی مهم میدانند بهشون زیاد برنخوره بالاخره این ادعای خره ادعای من وشما که نیست خواندنش خوب است واگر كلاه مان را قاضی قرار دهیم می بینیم بی راه هم نگفته است !


گلا یه خر
خری د یدم نشسته زار و گریان ز ظلم آدم و از جور پالان

بگفتم ای خرک اخبار چون است چرا احوال تو بیمار گون است

بگفت از دست انسان خوار گشتم به زیر بار او بیمار گشتم

همیشه ‌ بار بردم بهر انسان به تابستان و سرمای زمستان

گهی مشت و لگد بر پیکرم زد گهی هم چوبد ستی بر سرم زد

دلم پر درد از زخم زبانش ز دست ‌ ضربه‌ های بی امانش

چرا بر من چنین جو رو جفاکرد چرا فرزند من را بد نما کرد

نباشد کرده ام بد تر ز آدم یقین بهتر بود از کرّه آدم

تو دانی شب جوانهاتان کجایند توی ِکاباره ها و کافه ها یند

توی کاباره ها وافور و بنگ است برای ما خران اینکار ننگ است

درون کافه ها سیگار و قلیان نشسته پای قلیان کرّه انسان

نخورده کرّة من دود قلیان برای عیش و نوش رفته بیابان

کجا دیدی خری معتاد باشد زدرد بی موادی‌درسرش‌فرياد‌ باشد

شما گویید ما با علم و دینیم یکی در دانهً روی زمینیم

همین علم شما بر باد تان داد ترور و بمپ گذاری یاد تان داد

کجا د یدی خری را انتحاری به امید بهشت و حوض و حوری

گروگان‌کی گرفتم من خری را ببرّیدم سر کرّه خری را

بهشت ما همین گلزار باشد هميشه از شما آزار باشد

دگر گویید ما صنعتگرانیم به روی این زمین ما بهترانیم

همین صنعت بلای جانتان شد بلای این تن بیمارتان شد

همه تن‌پرور و بی حال هستید دیابت داشته و بیما ر هستید

کجا د یدی خری بیمار گردد ز درد کلیه هاش بی حال گردد

ازاین‌صنعت‌بجز‌غار‌تگری‌چیست به‌روی‌این زمین‌ویرانگر‌ی چیست

به دریا و به صحرا و بیا بان ز هر موجود زنده تا گیاهان

ز‌آب‌ و‌ خاک تاآن سنگ معدن ز نفت و گاز و آن طلا و آهن

همه‌را یک به یک‌تاراج‌ کردید همه خاک زمین بر باد کردید

كنون هم رفته اید تو آسمانها شد ید غارتگران کهکشان ها

کجا د یدی‌خری غارتگری کرد به ظلم وجور به خرها سروری کرد

به‌یک‌مشت‌از‌جويی‌من‌سیر‌گردم به هر آبشخوری ‌ پاگیر گردم

همه‌کارخانه‌هاتان گاز سازاست هواپيماهايتان‌از‌صداها ‌جان‌گداز است

زمین گرم از گل گلخانه ای شد ز گرما این زمین ویرانه ای شد

کجا گاز خران گلخانه ای هست صدایش هم صدای ناله ای هست

همی گویید ما با علم و داد یم به سازمان ملل ما داد داديم

بر‌این‌سازما‌نتان ‌من‌خنده‌دارم گهی هم با تأمّل گریه دارم

عراق‌درآتش‌وخون‌گشته‌ویران ز آن بد تر شده دارفور سودان

ندیدم من زانسان‌عدل و دادی همین زندانتان باشد گواهی

کجا دیدی خری بردار گرد د و یا در کنج زندان خوار گرد د

شما گویید ما گردن کلفتیم به د نبال جو و، يونجه کاه مفتیم

اگرگردن‌کلفتیم بارمان‌چیست ؟ ز ظلم آدم این احوا لمان چیست

لگد گر می زنيم از زور بار است ز ترس آدم و از گرگ هار است

خوراک ما خران کاه باشد و جو خوراک آدمی هم، آشی است با جو

چرا‌طعنه به ما که‌جو‌خور‌هستید شما هم غالباً آبجو خور هستید

پس‌از این داد خواهم، من ز آدم نخواهم بار برد از بهر آدم

اگر من بار بردم بهر آدم بدان من خر ترم از کرّه آدم

با تشكّر از آقای نصيری روز دوشنبه مورّخة1393/6/31

عبّاس توكّلی( سابع ) تهران
ارسال پست