آفرين و آفرين ، صد آفرين

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

آفرين و آفرين ، صد آفرين

پست توسط kalaavangaa »

بسمة تعالی
آفرين و آفرين ، صد آفرين

آفرين و آفرين ، صد آفرين يار كی گردد جدا آن نازنين

او به من دلبسته و وابسته است يار من هرگز نمی‌گردد غمين

يارمن هر لحظه دل را می‌برد اصل هر دلبستگی باشد همين

با نگاهش دست و پا بندد زمن غم ندارم هيچ دروقتی چنين

می‌زند تيرم بيفتم من ز پا تا نگردم دور از او در رمين

تير مژگانش چنان محكم بود در اصابت يار می ‌افتد زمين

دست وپا را كی بوداين منزلت هيچ عضوی‌جز به آن خال جبين

گر فرود آيد به سينه بشكند سينه جايی نيست در آن واپسين

گربه سرآيد‌‌ زپوست ‌و‌استخوان بشكند چون نيست جنس آهنين

خود بگيرم دل مسير تير او تا به او گويم بيا اين‌جا نشين

باز سازم آن زمان آغوش خود می‌پذيرم تير را دراين حصين

حسن‌او از‌حصن ما بالاتر است رهسپارم سوی او قصدی جنين

جان من بر جان او ناقابل است هر چه گويد آن پذيرم يا كه اين

عاقبت تيرش به من بر‌دل رسيد آن چه را خود‌ خواستم ‌آمد كمين

حتم تيرش با دلم هم ساز‌بود ساختند و سوختند آن دو يقين

سابعا ديدی تو در اين ماجرا تير و دل را در صفایی اين چنين

تيرمژگان‌از‌دل‌است‌‌و بردل است ليلی ومجنون‌را‌ ديدی به‌عشق‌آتشين؟


روز شنبه مورّخة1393/6/22 عبّاس توكّلی(سابع) تهران
ارسال پست