خديجه اوّلين بانوی اسلام

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

خديجه اوّلين بانوی اسلام

پست توسط kalaavangaa »

بسمة تعالی
خديجه اوّلين بانوی اسلام

خديجه اوّلين يار پيمبر خديجه يار و، غمخوار پيمبر

تو بودی اوّلين بانوی اسلام تو اوّل همسری، بر آن پيمبر

عرب بودی تو و، از اهل مكّه تويی هم‌ نسل، با نسل پيمبر

قريشی بوده‌ای از باب و مادر تويی‌هم همسر‌ و‌خويش پيمبر

غنی‌بودی‌ز‌مال و‌شهرت و نام تو بخشيدی همه را بر پيمبر

تو‌آن‌اوّل زنی،‌گشتی مسلمان قبولت شد، نبوّت از پيمبر

به خاك‌ساييده شد پيشانی‌تو تو بودی بنده و،‌ مولا پيمبر

نماز اوّل از تو صدر اسلام به پا شد‌ با علی، پشت پيمبر

گواهی داده‌ای تأييد كردی حمايت كرده‌ای بر اين پيمبر

نشد‌كوتاهی‌از تو، لحظه‌حتّی فدا كاری نمودی بر پيمبر

وفا داری نمودی يار بودی تو بودی عاشق روی پيمبر

به فرزندان او، تو مادر هستی تمامی همسری را، بر پيمبر

خديجه بر خدا ثابت قدم بود به ايمانی كه بودش بر پيمبر

بزرگند اين زنان‌‌در بين نسوان خديجه‌آسيه،‌هم مريم و‌دخت‌پيمبر

بُدند‌آن چهار‌زن ا نسان كامل خديجه اَيْن و‌مثل، فرمود‌پيمبر

وقارت بود ورد هر زبانی تو كردی ‌هر سئوا لی‌، از پيمبر

ز اخبار جهان و راز قرآن شدی مخبر ز گفتار پيمبر

تو بودی طاهره در ملك بطحا تو جايت بود در بيت پيمبر

تو را بوده خبر از آسمان‌ها رسيده بر تو از، گفت پيمبر

تو زيرك بودی و عقل فراوان تو جايت بود در‌ جنب پيمبر

تو بودی منتظر از اوّل عمر محمّد آيد و گردد پيمبر

تسلّی بوده‌ای بر خاطر ا و ز تو آرام د‌ا شت هر دم پيمبر

همه‌اندوه خود‌را بر‌تو‌می‌گفت تويی سبگ صبوری بر پيمبر

ترا می‌ديد، می‌گرديد مسرور ثنا و مدح تو گفته پيمبر

ترا تجليل می‌كرد لحطه و آن تو بهتر همسری نزد پيمبر

تو بخشيدی به او مال فراوان رضايت داشتی از او پيمبر

نبوده ثروتی جز ثروت تو دهد سودی‌چنين،گفته پيمبر

امان بوده ز آزار و شكنجه ز دست دشمنان از تو پيمبر

به دلداری ز تو غم شد فراموش دلش آرام بود از تو پيمبر

ز مال تو ز بعدت خرج گرديد به هجرت شد هزينه بر پيمبر

به غار ثور ز ما لت شد فراهم وسايل در سفر بر آن پيمبر

امانت‌ها ز مالت بود در دَيْن علی‌ رد كرده از ‌سوی پيمبر

ز مالت، توشه و زادی ميسّر ‌مهاجر شد كمك دست پيمبر

شده ممكن ز مالت بر مهاجر سفارش بر علی شد از پيمبر

به تو‌ در مشورت ‌اندر ‌امورات وزير صدق بودی بر پيمبر

به تحسين‌خديجه‌عصر‌و‌تاريخ فرود آرند سر را، بر پيمبر

ز جبريل امين از جانب حق سلام آمد به او و، هم پيمبر

ترا وعده رسيد از حق منّان بهشت جاودان، جنب پيمبر

خديجه فاطمه آسيه مريم رسند آنجا به هم، نزد پيمبر

تو سابع آرزو كن،هر چه مشكل خديجه‌ حل كند يار پيمبر


عبّاس توكّلی(سابع) تهران روز يكشنبه مورّخه15/4/1393
ارسال پست