ضرب‌المثل‌های مازندرانی به لهجه اوز رود بالای نور.(83 مورد)

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

ضرب‌المثل‌های مازندرانی به لهجه اوز رود بالای نور.(83 مورد)

پست توسط kalaavangaa »

بسمة تعالی
ضرب‌المثل‌های مازندرانی به لهجه اوز رود بالای نور.(83 مورد)

1- آدم ِدل خش وو، وه خنه کله پش وو
آدم دلش خوش باشد،حتّی اگر زندگی اش تو آشپز خانه باشد .

2- آدم بی مارو خواخر بتنّه دوو، ولی بدون بی همسایه نتنه دوو
آدم بدون مادر و خواهر می تواند زندگی کند، اما بدون داشتن همسایه خوب، زندگی ممكن نيست

3- آدم خارِه شه محله سر، شال واشه، تا مردم محلة سر شیر
آدمی در محلة خودش شغال باشد بهتر است تا در محلة دیگران شیر باشد.
این مثل ناظر بر حمایت و پشتیبانی بستگان و دوستان است که دل را قوت و توانایی می‌بخشد.

4- آسمون ونه لا هسّه زمین ونه زیر انداز
آسمون برایش لحاف است و زمین برایش زیر انداز (آدم بسيار ندار)

5- آدم عجول یا چاه کفنه یا چلّو
انسانی که در کارهایش رفتار عجولانه داشته باشد به مقصد نمی رسد .

6- اسب هادائه خر هايته، خوشالی هم پر هايته!
اسب دادی و به جایش خری گرفتی و از خوشحالی هم پرواز كردی
کسی که چیز با ارزشی را بدهد و در ازایش چیز بی ارزشی را بگیرد و خوشحال هم باشد!

7- انّه ماهر بخارده، تا افی بويّه
آنقدر مار خورد تا افعی شد
شخصی که به واسطه انجام کار خلاف زیاد به صورت یک خلاف کار حرفه ای در آمده باشد.

8- آخر ماسّه بشنّیه .
آخر ماست را ریخت .
آخر سر هم نتوانست کارش را تمام کند.

9- اتّا درزن شه خوده بزن، اتّا گالنج اتّی ره
یک سوزن به خود بزن یک جوال دوز به دیگری.

10- به اسبه پیغم ، اسبِ جو نخارنه.
با پیام فرستادن برای اسب اسب جو نمی خورد.

11- اتّا پیله کا ماس، چنّه رو غن دارنه ؟
یک کاسه ماست چقدر روغن دارد ؟

12- آش ره که جا دکرده ، همه وره انگيس زنّنه.
آش آماده اگر در ظرفی ریخته شود، همه به آن انگشت می زنند
اگر دختری خود را بزک کند همه چشمها را به دنبال خود دارد .

13- امساله میچکا خواينه میچکای پارساله ره جیک جیک ياد هاده .
بچه گنجشک امساله می خواهد به گنجشک پارسال آواز یاد بدهد .

14- او به امام ندنه، تش به یزید
آب به امام نمي دهد و آتش به یزید .

15- او که از سر بگذشته، چه یک وجه چه صد وجه.
آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب.

16- اتّا شفت، اتّا محل ره وَسّه
یک دیوانه برای ( بهم ریختن) یک محل کافی است .

17- آفتاب و وارش شالِ عروسیه .
آفتاب و باران باهم، عروسی شغال است.
کنایه از روبه‌صفتی و فرصت‌طلبی است.

18- اگر وگ بخونّه، گننه وارش اينه .
اگر قورباغه بخواند می‌گویند باران می‌آید.

19- اتی که ته سه دکته، شالِ سه نکِته.
این‌طور که برای تو افتاد( شانس آوردی) برای شغال نیفتاد.

20- اما اتّا بامشی خايمه، که گَل بييره.
ما گربه‌ای می‌خواهیم که موش بگیرد یعنی نیازمند نیرویی مؤثر و کارآمد هستیم.

21- عش رِ ه ورْف روز کشننه .
خرس را روز برفی می‌کشند، شکار می‌کنند.
انجام هرکاری تابع زمان و مکان است.

22- اگر اینکار بوويه، من تسه، زينّه ورگ، اورمه.
اگر این کار انجام بشود، برای تو گرگ زنده می‌آورم.
این مثل در امور محال و غیرممکن گفته‌می شود.

23- عشِ ره بوتنه تِره خايننه چپّون هاکنن، برمه کرده گته نکنه درو بواشه .
خرس را گفتند: تو را می‌خواهند چوپان کنند گریه می‌کرد و می گفت نکند دروغ
باشد.( خبری دور از انتظار شنیدن ).

24- بپته خربزه، شال نصیب وونه .
خربزه رسیده نصیب شغال می شود .
معمولاًچیزخوب، نصیب کسی می شود که لیاقتش را ندارد.

25- بوتنه که: خی وچه زينه یا مرغنه کنّه؟ بوته: از این حرامی هرچی بویی، بر اينه.
گفتند: خوک بچه می زاید یا تخم می گذارد؟ گفت : از این حرامی هر چه بگویی بر
می آید. (درباره کید و مکر و شیادی برخی افراد بی مروّت که از هیچ کار خلافی
رویگردان نیستند).

26- بینج وره، مرز هم او خارنه.
کنار بوته برنج، علف هم آب میخورد .
کسی که با نزديك كردن خود به بزرگی، برای خودش شهرتی به هم بزند.

27- بنه بخارده آدم، دار ره از ريشه كنّه.
آدم زمین خورده درخت را از ریشه می‌کَنَد .

28- بامشی ره گتنه ته زور دوائه، ونه سر خاک شنّیه .
به گربه گفتند که مدفوع تو دوا است، گربه روی مدفوع خود را با خاک پوشانید .
اگر از آدم بد طينت چیزی را بخواهی، هرچند در توان او هم كه باشد از تو دریغ می
کند .

29- باجا باجا ره بد اينه، زن پِر هر دو تا ره .
با جناق از با جناق بدش می آید، پدر زن از هردو .

30- برمه کنّه، نون ندينه .
گریه میکند ولی نان نمی دهد.
کسی که برای افرا د فقیر دلسوزی می کند ولی حاضر به کمک به آنها نیست.

31- براری که فقیر هسّه، وه هفت پشت غريبه هسّه.
برادری كه فقیر باشد، مانند هفت پشت غريبه هست .

32- بز، بزه ايشنه، پَلَم خوارنه
بز ،بز دیگری را نگاه می‌كند و به تبعیت از او گیاهی را می خورد که ضرر دارد.
کنایه از تقلید کردن از دیگری است.

33- بابل نرسّی شلوار ره در نیار .
به بابل نرسیده شلوارت را بیرون نیاور!

34- بورده زير ابرو ره بييره، بزوئه چشه کور هاکرده .
رفت زیر ابرو را درست کند، زد چشمش را هم کور کرد .
کسی که می خواهد نقصی را بر طرف کند، اما بیشتر خرابی به بار بياورد.

35- بهار وقت پاييز ماه ره یاد بیار / زمین به دوشی و کنار کنا ر یاد بیار.
کنایه از آدم ولخرجی که توی خوشی هاش ( فصل بهار ) به یاد وقت سختی هاش
( فصل پاییز و کار بر روی زمین کشاورزی ) نیست .

36- پش دکته، پشت سر ره هم هارش .
جلو که افتادی، پشت سر خوت را هم نگاه كن.
اگر به مال و مقامی رسیدی به افراد زیر دست خود نیز گوشه چشمی داشته باش .

37- پلا احمدِشه، فاتح ممّده !
پلوی مال احمد است، ولی فاتحه برای محمّد!
از کسی که به تو نیکی کرد تشکر نمی کنی، از كس دیگری تشکر می کنی .

38- پلنگ و بامشی، دایی و خِرزانه .
پلنگ و گربه، دایی و خواهر زاده اند.
این مثل را در مورد افرادی که از یک قماشند به کار می برند. (سگ زرد برادر شغال است).

39- پسته بی مغز، دهن واز هاکنه رسوا وونه .
هنگامی که پسته بی مغز ِدهان بسته، دهان باز كند رسوا می شود .
کسی که نسنجیده سخنی بگوید خود را رسوا می كند.

40- پشیل، کد خدا بويئه
پشیل (آبدزدک شالیزار) کدخدا شد .
فرد بی تجربه و بی لیاقتی به پست مهمی رسید.

41- پز عالی جیف خالی .
افاده زیاد با جیب خالی.
کسی که آه در بساط نداشته باشد ولی اهل تکبر و افاده باشد .

42- پتک پِتک زنّه، راه شونه .
با ناز و کرشمه راه می رود .

43- پنج شنبه نون و خرما ديرگا ديمه، تا وه ثواب به امه مرده برسه
پنجشنبه نان و خرما خيرات می كنم تا ثوابش به مرده ما برسد.

44- پیر گوی اشکم هسّه.
کنایه از کسی که همه چیز را میداند وبا تجربه است.

45- ته تش مره گرم نکرده هيچ! ته دی من ره کور هاکرده !
آتش تومن را گرم نکرد که هیچ ! دودش چشمم را کور کرد!
کسی که بخواهد کمکی بکند اما ضرر زیادی برساند .

46- تو بويی گل دسّه هسّه، همه گننه هسّه !
تو که بگویی گل دسته هست، همه می گویند درست است .

47- تیم جارِ ِ خس، همه شو پادشاه ره خو وينّه.
کسی که کنار خزانه برنج می خوابد، هرشب خواب پادشاه شدن خود را می بیند.
فردی که با داشتن مال اندکی آرزوهای بزرگی را در سر بپروراند.

48- تا ته دار دارنه وليک، ته سلام دارنه عليک.
تا هنگامی که درخت تو میوه دارد به سلام تو جواب می دهند .
تا موقعی که صاحب ثروت هستی به تو احترام می گزارند .

49- تو که روغن ناشته چير بادمجون دکاشته؟
تو که روغن نداشتی چرا بادمجان (که روغن زیادی برای سرخ شدن میخواهد)
کاشتی؟

50- تشه سر تش بيشته !
روی آتیش آتیش گذاشت !
هنگامی که دو خبر بد را پشت سر هم به یک نفر بدهند .

51- ترش انار، شیره نوونه.
انار ترش شیره نمی شود .
كسی که به زور و حیله بخواهد خودش را در دل مردم جای دهد.

52- تشی شه وچه پشت دست کشنه، گنه چنّه نرمه!
جوجه تیغی ، پشت بچه اش دست میکشد میگويد چقدر نرم است!

53- تشی کِلی سر، باغ بیتی؟
بالای لانه جوجه تیغی باغ ساختی؟
اگر کسی در همسایگی فردی بدی خانه ای تهیه کند یا با چنان آدمی وصلت کند یا
شریک شود دیگران در نکوهش از عملش این مثل را می زنند که تو کنار لانه جوجه
تیغی که دشمن صیفی‌جات است باغ گرفته ای؟

54- چایی دله دار دره، مهمان قد بلند اينه.
داخل چایی ساقه اش آمده رو، مهمان قد بلند می‌آید.

55- خرچنگ ر بوتنه ، ورا وری چه راه شونه؟ بوته مه نجیبیه !
به خرچنگ گفتند چرا کج کج راه می روی ؟ گفت بخاطر نجابت منه !

56- خوی بد بدی صدقه ها ده، تا بدی اون خو بر طرف بواشه .
خواب بد دیدی صدقه بده تا بدی آن خواب بر طرف شود.

57- خی ره بو تنه ته خنه خراب ببو يّه، خی بوته این دارِ بن نوه اون دارِ بن !
به خوك گفتند خانه‌ات خراب شد، گفت زير اين درخت نشد زير آن درخت!
كنايه از مهم نبودن خبر يا يك مسئله. (سبک‌پا بودن ).

58- خی بخاره پاره وونه!
خوک بخورد پاره می‌شود(مشكل بودن) .

59- سگ بخاره، پیشواز گرگ شونه.
اگر سگ بخورد آن‌قدر درد آوراست كه برای خلاصی خودبه استقبال گرگ می رود.

60- خرس دست به حلی جه نرسنه، گنه ترشه .
دست خرس به آلوچه نمی رسد،می گوید ترش است.
کاری را نمی تواند انجام بدهد،بهانه تراشی می کند.

61- در ره زَِِنه ، دیوار گوش هاکنه
به در می‌زنی تا دیوار بشنوه .

62- دله گزنا ، دیا امزنا .
از درون مانند گزنه خشن و از بیرون همچون گشنیز لطیف.کنایه از ظاهر و باطن افراد.

63- دست که نمک ناره، بيل ساتوره بن.
دستی که نمک ندارد باید آنرا زیر ساتور گذاشت.

64- سالی که نکو از بهارش پیدا، شامی که کدو از نهارش پیدا.
سالی كه خوب باشد از بهارش مشخّص است، و شامی هم كه كدو باشد ، ناهارش
هم معلوم است.

65- سگ سر او نشن، ته دست گند مک زنّه.
روی سگ آب نریز دستت زگيل در می‌آورد .

66- خنه‌ای که تلا دنیه ، ماره کرگ سالاره .
توی خونه ای که خروس نباشه، مرغ سالاره .

67- شال شکار شونه، شیر تفنگ همراه دار.
شکار شغال میری اسلحه شیر با خودت ببر.
امادگی برای شرایط پیش بینی نشده .

68- شاه شاخ دار بخايسه، لیسک هم راه دکته .
شاه خواستار حیوان شاخ دار شد، حلزون هم به عنوان شاخ دار به راه افتاد.

69- شاه که سیره، خاينه چکنه، زیردستون وشنائی بمیرن.
شاه که سیر باشد، چكار دارد که زیردستها گرسنه‌اند.

70- شو بی وقتی نينه جارو بزوئن، فرشته و ملائکه ره از شه خنه ديرگا كنّه .
شب بی موقع نباید جارو بزنی،‌چون فرشته و ملائکه را از خانه خودت بیرون می‌‌کنی.

71- شو سیو، گو سیو .
شب سیاه و گاو سیاه.
همانطور که گاوِ سیاه در شبِ تاریک ديده نمی‌شود، دزدی در دلِ شب سياه هم از
دید بسیاری مخفی می‌ماند بنابراین بايد در حفظ ابرو و مال بيش از حد دقّت كرد.
اگر کسی بخواهد در شب با لباس ساده یا کفش ساده بیرون برود این مثل را
می‌زنند یعنی کسی متوجه عیب‌های لباس نمی‌شود.

72- شالِ بوتنه ته شاهد کیه، بوته: مه دِم !
به شغال گفتند شاهد تو کیست؟ گفت دمم !
هرگاه درباره موضوعی از شخصی شاهد و گواه بطلبند و او یکی از نزدیکان و حامیان
خود را معرفی کند، این مثل آورده می شود.

73- عروس رقص بلد نیه گنه بنه تپه چاله دارنه .
عروس رقص بلد نیست میگوید زمین پستی و بلندی دارد (هموار نیست) .
زمانی بکار می‌رود که فرد مصر بهانه‌های بی‌موردی می‌آورد.

74- کرک هرچی پر پیشو هاکنه خاک ره شه سر شنّه.
مرغ هرچقدر بال بال بزنه، خاک‌بيشتری روی سر‌خودش می ريزد.(کنایه از کار بیهود
کردن است).

75- کملِ دکرده ببره.
ببر پوشالی است یعنی پوست ببر است که در آن کاه ریخته‌اند.
این کنایه را در مورد افرادی که به ظاهر نیرومند و شجاعند ولی در باطن ترسو
هستند، به کار می‌برند. (برابر است با: پهلوان پنبه) .

76- کاره ورزا کنه، بامیشی کته خسّه هسّه.
کار را گاو نر انجام می دهد،بچه گربه خسته است.

77- گرم تنیر سره دپوشان ، ته وسّه حادثه پیش اينه.
سر تنور گرم را بپوشانی برای تو حادثه پیش می‌آید.

78- گسن هرچی لاغر واشه، شه میّه سر خسنه .
گوسفند هرچقدر هم که لاغر باشد، روی پشم خودش می‌خوابد.
این مثل را در مورد افرادی می زنند که بافقرشان می‌سازند و دست نیاز پیش دیگران
دراز نمی‌کنند.

79- مهمون ، اول شو طلا ، دوم شو نقره ، سوم شو مرس ، چهارم شو خرس
مهمان در اول شب مانند طلا عزیز است ، در شب دوم مانند نقره گرامی ، در شب سوم مانند مس کم بها و در شب چهارم مانند خرس پر زحمت است.

80- ماهی دِریای دله، جفتی چنِّه؟
ماهی داخل دریا جفتی چند است؟( در توصیف برخی معاملات می‌آید).
اگر کسی بخواهد جنسی را ندیده بخرد یا به کسی بفر وشد، طرف، این مثل را به کار می‌برد که: چگونه می‌شود ماهی صید نشده را قیمت گذاشت؟

81- نمک ره نشن بنه سر، به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا هسّه .
نمک را زمین نریز به خاطر این که آب چشم حضرت زهرا است .

82- وَشنا ره خورش ننينه، خوره بالش نينه.
آدم گرسنه اهمیتی به خورشت غذا نمی‌دهد آدم خواب آلو بهانه بالشت نمی گیرد.
این ضرب المثل زمانی بکار میرود که فردی برای انجام یک عمل بهانه‌های بی‌مورد
می‌آورد.

83- وشنا کرک شو دون خو وینه .
مرغ گرسنه، شب خواب برنج را می بیند.

روز سه شنبه مورّخه 27/3/1393 عبّاس توكّلی(سابع) تهران)
ارسال پست