بسمة تعالی
من ودل
ای دل زارم نزارم می‌ كنی هر چه می‌خواهی تو بارم می‌كنی
ذرّه را از Ù…Ø¹Ø±ÙØª بی ‌بهره‌ای Ú†ÙˆÙ†â€ŒÙ†Ù‡â€ŒØ§ÛŒâ€ŒØ¨Ø§â€ŒÙ…Ø¹Ø±ÙØªâ€ŒØ¨ÙŠÙ‡ÙˆØ¯Ù‡â€Œâ€ŒØ®ÙˆØ§Ø±Ù…‌می‌كنی
من به هر جا می‌روم تو با منی من چرا با تو نباشم، بر‌كنارم می‌كنی
هر Ú†Ù‡ خواهی يا نخواهی تو زمن بی â€ŒØªÙØ§ÙˆØª ‌می‌شوی Ùˆ نا بكارم می‌كنی
من‌ترابا خود‌برم با‌عزّت‌و‌با Ø§ØØªØ±Ø§Ù… همرهم هستی به ظاهر‌بیقرارم‌ می‌كنی
چشم تو‌اندر‌پی‌هر‌چيز‌ر‌نگا‌رنگ‌هست پی برم برخواهشت، بی ‌اعتبارم می‌كنی
گوش تو هم در پی هرنغمه ‌ای است بيخودازخود‌گشتی و‌رسوای‌كارم می‌كنی
دست تو در دست هر بيگانه‌ای‌است شرم نبود برتو و، بالای دارم می‌كنی
هر طر٠پا‌ Ù…ÛŒ نهی، ای بی ØØ±ÙŠÙ… عاقبت بيچاره‌ای و، سر بدارم می‌كنی
پا نهی بر خرمن عزّ و شر٠آتشی بر دل زنی ‌وسنگ، بارم می كنی
چون ترا بر Ùكر Ùˆ جان ربطی نبود كرده‌ای ÙØªÙ†Ù‡ به جان وسنگسارم Ù…ÛŒ كنی
عقرب‌جرّاره‌ای‌و‌هرطر٠داری‌تو‌نيش سرنگونم من زتو،‌چون‌سنگبارم می كنی
من ندانم ÙƒÛŒ ز ك٠گشتی رها كی‌به ÙƒÙ‌آرم ترا، اينگونه زارم‌می‌كنی
ذات ØÙ‚ چون هردلی را ØØ¬Ù‘ت است ای‌ دل من‌تو‌چرا، چشم انتظارم می‌كنی
همره من‌شو‌توای‌دل، منتظرباشم به تو سابع چشم انتظارم، غمگسارم می‌كنی
گر ز دست تو كنم شكوه به ØÙ‚ خود بسوزی و‌هميشه‌(غم دچارم) Ù…ÛŒ كنی
روز سه شنبه مورّخة 1393/7/1 عبّاس توكّلی ( سابع ) تهران
من ودل
- kalaavangaa
- پست: 245
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® ÙØªØÙ†Ø§ÙŠÙŠ(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطÙÙˆÛŒ Ù¾ 8
- تشکر شده: 9 دفعه