غم به بند و طرب چه آزاد است

ارسال پست
نمایه کاربر
kalaavangaa
پست: 245
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ ق.ظ
محل اقامت: تهران-Ø® دماوند-Ø® فتحنايي(كهن سابق) Ùƒ Ø´ مصطفوی Ù¾ 8
تشکر شده: 9 دفعه

غم به بند و طرب چه آزاد است

پست توسط kalaavangaa »

بسمة تعالی

غم به بند و طرب چه آزاد است


خانه غم چه سست بنياد است بيت شادی هميشه آباد است

رفته بودم كه هر دو را بينم غم به بند و طرب چه آزاد است

پايه غم به عنكبوت شبيه‌است می‌تند تار و سست عمّاد است

خانه دل بهانه‌ پی در پی تا شود پر ز موج و‌دل‌شاد است

سايه غم چه بی دوام بود گذرا هست و همچنان باد است

اصل‌شادی‌هميشه پابر‌جا است محكم و استوار و جا داد است

موج آن می‌رسد ز هر‌شش سو چابك و تند همچو صيّاد است

غم نگيرد به پای خنده، جا غم ضعيف و كه‌خنده انداد است

عاشقی‌چيست و‌بهره‌اش‌چه بود فكر شيرين و عقل فرهاد است

عاشقی دو به يك شدن باشد راه‌عشق‌است و‌نقش استاد است

عشق اصلي، احد صمد باشد زاد و زادن چو نيست‌آحاد است

ای خدا غم، چه زود می‌گذرد شكر تو غم، خسی‌چو‌بر‌باد است

مهر با نا به شاد بودن دل حمد ها ی رسيده فرياد است

سابع ِحمد گو، تو حمد بگو موج دل موج خنده و داد است

زندگانی‌در اين‌دو‌روزه‌چه‌سود؟ خنده‌شيرين‌و‌غم‌چو‌فرهاد است

واژه نامه :

عمّاد = تكيه‌گاه جا داد = ظرفيّت انداد = نظير و مانند

روز چهار شنبه مورّخه1393/6/26 عبّاس توكّلی(سابع)تهران
ارسال پست